رضا خجسته رحيمي : در ماجراي تسخير سفارت دو جريان در انجمنهاي اسلامي با هم روبهرو شدند. يك جريان موافق تسخير بود و يك جريان با محوريت علم و صنعت و تربيت معلم، مخالف بود. آيا اين صفبندي، داخل انجمن دانشكدهها هم بود و شما در انجمن پليتكنيك هم اين دو جريان را داشتيد؟
در پليتكنيك انجمن اسلامي نداشتيم بلكه سازمان دانشجويان مسلمان داشتيم. بگذاريد اين نكته را بيشتر توضيح بدهم. دفتر تحكيم وحدت ابتدا نامش چنين بود: «دفتر تحكيم وحدت سازمانهاي دانشجويان مسلمان و انجمنهاي اسلامي دانشجويان». يعني دو تا عنوان وجود داشت. سازمان دانشجويان مسلمان در دانشگاه پليتكنيك، فني تهران، شريف و شيراز وجود داشت. بقيه دانشگاهها انجمن اسلامي داشتند. تفاوتها بيشتر در تهران به چشم ميآمد و به دو نوع تفكر و برداشت از اسلام در ميان دانشجويان برميگشت كه البته آن زمان خودش را خيلي نشان نميداد و براي يك ناظر خارجي خيلي مشهود نبود. چون همگي با چپ كمونيستي و سازمان مجاهدين خلق تقابل و اختلاف داشتند، لذا همگي از ديد ناظر بيروني در يك مجموعه قرار ميگرفتند و بنابراين تفاوت اين دو گرايش در انجمنها از بيرون چندان مشهود نبود ولي اين اختلاف نظر آنقدر بود كه حتي بچههاي متعلق به اين دو گرايش با همديگر خيلي صميميت هم نداشتند. در دانشگاه ما آن گرايش دوم بسيار ضعيف و در اقليت مطلق بود.