تبليغاتX
وبلاگ دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد - تحقیقی بر تشکلهای دانشجویی

 

 

وبلاگ دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد

 

 

 

Ø منوی اصلی Ø

 
 

 صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


 
 

Ø آرشيو مطالب Ø

 
 


هفته چهارم آبان 1386

هفته اوّل آبان 1386

هفته سوم مهر 1386

هفته دوم مهر 1386

 
 

Ø پيوندها Ø

 
   
شهروند امروز

سید ابراهیم نبوی

مقالات سیاسی

خبرنامه تحلیلی دانشگاه امیرکبیر

دانشجویان دانشکده معماری آزاد مشهد

معماران کوچک

وبلاگ دانشجویان دانشگاه آزاد

دانشگاه از هفت دولت آزاد

نشریه طنز ستون آزاد

روزنامه های ایران

خبرگزاری های ایران

سایتهای علمی ایران

آثار صوتی دکتر علی شریعتی

گالری عکس وموسیقی

کادو اس ام اس

 
 

 

 

Ø نويسندگان Ø

 

 

 


<-AuthorName->

<-AuthorName->

<-AuthorName->

<-AuthorName->

 

 

Ø جستجو Ø

 

 

 
جستجوی فارسی در گوگل


 

جستجو در وبلاگ


 

 

Ø آمار وبلاگ Ø

 

 


 تعداد بازدیدها :




 

 

Ø کدهای کاربر Ø

 
 





 

تحقیقی بر تشکلهای دانشجویی

 

 

‌عوامل پیدایش جنبش دانشجویی:

در نگاه اول پدیده هایی چون تبعیض قومی، فقر، استبداد و عقب‌ماندگی به عنوان نخستین تکانها و انگیزه به ذهن خطور می‌کند. لیکن هیچ یک از این پدیده‌ها به خودی خود عامل اصلی شکل گیری یک جنبش نیستند، بلکه‌ آگاهی از آن عوامل است که انسان را به حرکت در‌می آورد. برای مثال مهاجرت، آگاهی بی‌واسطه‌ و نابی را از طریق ایجاد امکان مقایسه در میان موقعیت مکانی پیشین و موقعیت فعلی فراهم می‌آورد. یک جوان در محیطی پدرسالار و یا فقرزده چندان توفیقی در کشف ساز و کار استبداد و مشاهده چهره فقر نخواهد یافت، مگر آنکه از آن محیط به در آید و به بازنگری وضعیت نخستین خود بپردازد. برای اغلب دانشجویان چنین امکانی از طریق مهاجرت مکانی و تغییر محیط تنفس فکری حاصل می‌شود. وی از طریق مقایسه وضیعت خود با دیگران، به خودآگاهی بی مثالی دست می‌یابد. میزان این خودآگاهی اگرچه بسته به شرایط محیط پیشین و محیط جدید متفاوت است، اما به طور کلی تمامی زوایای ذهنی را درمی‌نوردد و نیروی لازم برای برانگیختگی در اندرون وی را ایجاد می‌کند.

کارکردهای جنبش دانشجویی:

جنبش دانشجویی از آنجا که ثمره نوعی تلاطم هویتی است، اصیل و بنیادین است. منظور از واژه‌ ‌بنیادین در اینجا، نوعی رویکرد اخلاقی به این کلمه‌ نیست، بلکه اشاره به نوعی گرایش رادیکال محافظه‌کار است. و این برای جامعه‌ای که در آن حزب به معنای واقعی وجود ندارد، و دولتمردانش تحزب را مترادف با گرایش‌های جناحی به کار می گیرند، نعمت است و پیوسته کارکرد دوگانه‌ای را ایفا می‌کند: ازیک سو موجب عقب راندن اقتدار از عرصه خصوصی آدمیان به عرصه‌ عمومی می‌گردد، و از دیگر سو قدرت انباشته را با چالش مشروعیت روبرو می‌کند. در پنجاه سال اخیر جنبش دانشجویی هم چون سقراط که وجدان بیداری در میان خفتگان آتنی بود، وجدان قدرت انباشته را پیوسته آزرده، و مشروعیت آن را به چالش کشیده‌ است.

درست زمانی که احزاب اصلاح طلبی چون جبهه‌ مشارکت به سبب الزامات مشارکت در یک ائتلاف و سایر عوامل مختلف برای انجام اصلاحات ریشه‌ای در ساختار اقتدارگرای نهاد قدرت، در درون تشکیلات خود منجمد شدند، جنبش دانشجویی راه خود را جدا کرد. این به معنای مخالفت با حزب‌گرایی نبود که تحزب خود سنگ زیربنای هر نوع آزادی و دموکراسی است، بلکه حفاظت از خاصیت سیال بودن و انجماد گریزی جنبش های دانشجویی بود.

در حکومت‌های تمامیت‌خواه، برنامه‌ریزی از بالا برای زمینه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی براساس ایدئولوژی از پیش‌مفروض صورت می‌گیرد و چنان فرض می‌شود که اندام جامعه متناسب با اندازه جامه‌ مورد نظر خواهد بود. تمامیت‌خواه جامعه را متناسب با مظروف خویش می‌خواهد. به علاوه چون تمامیت‌خواهان هیچ عرصه و حوزه‌ای مستقل از حوزه سیاسی مفروض نمی‌شناسند، پیوسته به حوزه خصوصی افراد دست می‌برند و الگوهای از پیش‌آماده‌ای در این حوزه تجویز می‌کنند و بحران درست از همین جا آغاز می‌شود. افرادی که حوزه عمومی مورد پسند خود را از دست‌رفته می‌بینند بیش از پیش به حوزه خصوصی پناه می‌برند و دور از چشم نظام سیاسی، زندگی را به نحو دلخواه و گاهی متناقض با عرصه عمومی سامان می‌دهند. آنان در جغرافیای زندگی سهم زیادی به این حوزه می‌دهند و وقتی این حوزه نیز مورد یورش قرار می‌گیرد، مقاومت پیچیده و پنهانی را برای حفظ آن آغاز می‌کنند و به دلیل آنکه امکان تصمیم گیری هر فرد در حوزه خصوصی خود بیش از قدرت تمامیت‌خواه سیاسی است، از این رو رفته‌رفته خودکامه‌ترین حکومت‌ها نیز مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند. و درعین حال چنان گمان می‌کنند که واقعا توطئه ای در کار بوده که موجبات و مقدمات این عقب‌نشینی را فراهم آورده‌ است.

فارغ از تصور توطئه انگارانه نهاد قدرت، مهمترین عاملی که فوران عرصه خصوصی در عرصه عمومی را میسر می‌سازد، جنبش دانشجویی است. دانشجویان بنا به خودآگاهی پیش گفته، به گونه‌ای رها و کنترل ناشدنی به عرصه‌ اجتماع سرازیر می‌شوند، و نهاد قدرت را مجبور می‌سازند که گفتمان اقتدارگرایانه را به صورت تلطیف شده و متناسب با وضعیت موجود به کار گیرند.

نگاهی گذرا بر جنبش دانشجویی در ایران:

نگاهی گذرا بر آنچه که تاریخ جنبش دانشجویی نام دارد، نمایانگر فراز و فرود های بسیاری در این جریان است. آرمانگرایی ، عدالت محوری، آزادی خواهی، دفاع از وطن و ... محورهای اصلی و بنیادین جنبش دانشجویی در آغاز تعریف می شدند. نام دانشجو با نام ملت گره خورده بود، زیرا خواسته او جدای از آنها نبود و بعضا مشارکت های مردمی در حمایت از خواسته های این قشر به معنای مهر تاییدی بر ادعای مذکور به حساب می آمد.

بی شک ۱۶ آذر ۳۲ را باید به منزله نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی کشور دانست چرا که پس از تاسیس دانشگاه تهران درسال «۱۳۱۳»، روند جنبش دانشجویی به تدریج و پس از طی دوران نوپایی خویش، خواسته های خود را با آرمان های متعالی و مردمی موجود بیش از گذشته تطبیق داده و این چنین می شود که شانزدهم آذر ماه ۳۲ را به پاس جان فشانی سه دانشجوی ایرانی در راه خواسته های آرمانی خویش، روز دانشجو می نامند و این همان است که شریعتی آنها را ۳ آذر اهورایی نامیده است.

در این مدت هر طیف و گروهی اعم از مسلمان یا غیر مسلمان بر آنچه تاکید داشتند، دفاع از وطن و آزادی و عدالت خواهی بود. هر چند ممکن بود روش های تشکل های مذکور در رسیدن به هدف خویش دارای تفاوت های فاحشی باشد اما در آن برهه از زمان این امر به منزله فساد و بیماری این جریان به شمار نمی رفت و قطعا پیروزی انقلاب اسلامی نیز بدون در نظر گرفتن نقش جنبش دانشجویی، نمی تواند نگاهی جامع و درست تلقی گردد.

اما انقلاب فرهنگی را که اندکی پس از این ماجرا آغاز گشت باید سرآغاز افول و عدم تحرک جنبش دانشجویی دانست. همچنین وقوع جنگ تحمیلی را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود چرا که با آغاز جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران و عراق و جلب توجهات داخلی آحاد ملت به مسئله ی جنگ ، طبیعی به نظر می رسید تا توجهات گذشته به مسئله جنبش دانشجویی کمرنگ تر گردد.

دوران ۸ ساله سازندگی نیز در حالی آغاز گشت که جنبش دانشجویی کشور در اوج رکود خود به سر می برد که در این رابطه افرادی هم چون محسن میردامادی معتقدند سیاست های خاص دولت ۸ ساله هاشمی رفسنجانی و عدم اجازه دخالت دیگر اقشار در حوزه سیاست در  این دوران ، اصلی ترین علت رکود و سکون این جریان به شمار می رفت و البته همین نکته را نیز باید مقدمه ای برای جمع شدن پتانسیل جنبش دانشجویی  دانست. بدین ترتیب انجمن های اسلامی که از سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت های خویش را تحت افکار بزرگانی چون مطهری، طالقانی، شریعتی و ... ادامه داده بودند و نقش بی نظیری در پیروزی انقلاب ایفا کرده بودند تا پایان دوران ۸ ساله سازندگی نیز تقریبا با همان معیار های گذشته، به کار خویش ادامه دادند هر چند که این فعالیت ها بیش از یک دهه بود که در انفعال نسبی به سر می برد.

ولی جریان دوم خرداد ۷۶ را باید مبنای تغییر و تحولاتی عمده در فرآیند جنبش دانشجویی کشور دانست چرا که پس از این رویداد، انجمن های اسلامی وابسته به دفتر تحکیم وحدت در سراسر دانشگاه های کشور، با تغییر رویکردی نسبت به گذشته، فضای جدیدی را وارد گفتمان دانشجویی کشور نمودند که تا پیش از این کم سابقه بود. از طرف دیگر سایر تشکل های دانشجویی نیز فعالیت های خود را در عرصه های گوناگون با روندی تازه تر و سرعتی بیشتر آغاز کردند و بدین ترتیب نفس تازه ای در جریان جنبش دانشجویی کشور دمیده شد.

اگرچه پس از دوم خرداد ۷۶ خون تازه ای در رگ تشکل های دانشجویی دمیده شد، لیکن کارشکنی برخی از مسولین نظام در جلوگیری از به قدرت رسیدن این جنبش ها و بروز اختلافات عمده در بین دانشجویان سبب شد تا آن اتحادی که در نخستین ماههای پس از خرداد ۷۶ در بین دانشجویان ایجاد شده بود، رفته رفته کمرنگ شود و به تدریج به علت آنکه دولت خاتمی در عملی ساختن برخی از وعده های خود در قبال دانشجویان چندان موفق عمل نکرد، شور و انگیزه موجود در بین آنها به نوعی یأس و ناامیدی مبدل گردد.

با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و اعمال سیاستهای او مبنی بر به انزوا کشیدن جنبشهای دانشجویی و دور نگه داشتن آنها از عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و ... - برخلاف آنچه که وی همیشه اظهار می دارد و به بهانه خیرخواهی دانشجویان -  روند افول این جنبش ها رفته رفته می رود تا کامل تر شود. البته برخلاف انتظارات وی، شاهد هستیم که همچنان تشکل های دانشجویی به فعالیت های خود ادامه می دهند.در این راستا بدیهی است که با توجه به رویکردهای اخیر دولت در خصوص دانشجویان، غالب این فعالیت ها منتقدانه و معترضانه است که نمونه اخیر آن را در استقبال گرم دانشجویان از سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر شاهد بودیم.



 



نويسنده: امين ش.

 
نوشته شده در جمعه 1386/08/04

|